پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

152

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

مقتضى بداند ، به حضورش بار خواهم يافت و هميشه خود را مشمول مراحم او مىدانم . در اين روزها چون فرصت‌هاى مناسبى دست داد ، براى مذاكره دربارهء مطالب مهمى كه در نامهء قبلى از اصفهان بدان‌ها اشاره كرده‌ام ، و يكى از مقاصد اصلى من از انجام اين مسافرت عملى ساختن آنها بوده است ، قدم‌هاى اوليه را برداشتم . يكى از اين مطالب دربارهء جنگ با ترك‌ها و صدمه رسانيدن به آنها و ديگرى دربارهء صلح و مربوط به بانو معانى و هم‌وطنان او و به‌طور خلاصه هر دوى آنها به منظور خدمت در راه خداوند است . بارى ، يك روز براى آغاز مطلب موقعيتى يافتم و با تخته‌بيگ براى اجراى يكى از اين دو قصد ، يعنى آن يك كه مربوط به جنگ بود ، صحبت كردم و چون اين نظر اكنون كم و بيش شناخته شده و خيلى خوب پيشرفت كرده است ، مىتوانم دربارهء آن توضيحاتى بدهم . هميشه ميل داشته‌ام كه به ترك‌ها صدمهء عظيمى وارد آورم ، و بعد از اين‌كه از تركيه عبور كردم و به زيارت فلسطين نايل شدم ، اين اشتياق شدت گرفت و مسافرت من به ايران بدين قصد انجام شد كه خدماتم را در اختيار پادشاه اين كشور بگذارم و در جنگ عليه ترك‌ها شركت كنم . تمام مدت پيش خود مطالب را بررسى مىكردم كه چگونه ممكن است به حد اعلا به ضرر ترك‌ها و به نفع مسيحيان اقداماتى كرد ، و سرانجام چنين نتيجه گرفتم كه آسان‌ترين و مفيدترين راه‌ها عبارت از اين است كه شاه ايران را به ضرر ترك‌ها با چند ملت مسيحى حوالى درياى سياه ، كه مجموعهء آنها قزاق‌ها را تشكيل مىدهند و در مصب رود دنىيپر سكنا دارند ، متحد ساخت . همان‌طور كه مىدانيد قزاق‌ها عبارت از ملت واحدى نيستند ، بلكه افراد كشورهاى مختلفى هستند كه در يك منطقه مجتمع شده‌اند و گرچه دين آنها مسيحى است ، ولى فرقه‌هاى آنها با يكديگر اختلاف دارد . اين افراد كه زن و خانواده و خانه ندارند ، داراى سركردهء واحدى نيستند و خارج از شهرها در نقاط جنگلى يا كوهستانى يا در پيچ و خم رودخانه‌ها زندگى مىكنند و مانند راهزنان ، هر دسته داراى يك رئيس است و همهء آنها از دستبرد و غارت روزگار مىگذرانند . قزاق‌ها با راهزنان معمولى اين تفاوت را دارند كه در سرزمين مسكونى خود ، در صورتى كه با فرمان‌رواى آن در حال صلح باشند ، مرتكب راهزنى نمىشوند و چه بسا شمشير خود را در اختيار او مىگذارند ؛ ولى برعكس به‌طور دايم از راه خشكى و دريا به سرزمين‌هاى مجاور و دشمن يعنى ترك‌ها و ساير مسلمانان يورش مىبرند و به قتل و غارت مىپردازند . در نتيجه قزاق‌ها نه تنها از طرف فرمان‌روايان سرزمين‌هاى قزاق‌نشين مورد تعقيب قرار نمىگيرند ، بلكه چه بسا كمك‌ها و پول‌هايى نيز از آنان دريافت مىكنند .